مردیم تا بردیم
وبازهم تبریک
دقیقه ی ۱۲۲ بود که اشک مجال نگاه کردن رو ازم گرفت
صدای تپش قلبم رو خودم میفهمیدم
ضربات پنالتی رسیده بود و این ضربات حکم مرگ و زندگی رو داشت
نمیدونم حدا رو به چی قسم ندادم اما به تمام افریده هاش خدا رو قسم میدادم
به تلویزیون نگاه نمیکردم چشمام رو بسته بودم و در دلم دعا میخواندم
هر از گاهی به پدرم نگاه میکردم او هم زیر لب چیزهای میگفت
پنالتی ها یکی پس از دیگری زده شد و من فقط صدای عادل فردوسی پور را میشنیدم
ضربه اخر بود که گفتم خدایا فقط خودت و صدای هورا پدرم رو شنیدم
انگار خودم نبودم اینقدر خوشحال بودم که تمام خانه رو دور زدم و لبخند رضایت رو بر لب پدرم دیدم از اوبعید بود که جز سپاهان به تیم دیگری اهمیت دهد اما فهمیدم که او هم پرسپولیسی است
افرین بچه ها اما مارو میکشید تا ببرید
تا دقیقه اخر باید ذکر بگیم و از دستتان حرص بخوریم
ما این برد رو از پرسپولیس طلبکار بودیم و هنوز جام قهرمانی رو از پرسپولیس هدیه نگرفتیم
از کاپیتان شیث هم چیزی نگم بهتره خودتون دیدید که چطوری با اومدن دوباره به زمین شوک بهمون داد و سلامتیش رو فدای پرسپولیس کرد افرین بر غیرتت
حقیقی هم که سنگ تمام گذاشت و این قابل توجه کسانی که تو این چند وقته از دنده چپ با علیرضا بلند شده بودن افرین حقیقی
و بقیه هم که عالی بودند
این برد رو به همه تبریک میگم اما ما منتظر جام قهرمانی هستیم
و اینکه باید گفت خدایا هزار بار شکرت






